
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 10:58 توسط فرزاد |
.jpg)
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 10:57 توسط فرزاد |
vaghti ensan dar zendegi ghadamhaye boland bardarad kheshtakash pare mishavad
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 0:32 توسط فرزاد |
يارو دلش مىگيره، زنگ مىزنه تخليه چاه
+ نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386ساعت 10:37 توسط فرزاد |
از غضنفر ميپرسن شما تا بحال "گول" خوردي؟
.
.
.
ميگه نه,ادم كه "گول" رو نميخوره,"گول"ادمو ميخوره!!!!!
.
.
.
ميگه نه,ادم كه "گول" رو نميخوره,"گول"ادمو ميخوره!!!!!
+ نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386ساعت 10:33 توسط فرزاد |
تعدادي براي همدردي با مناطق بدون گاز نه تنها بخاريها را خاموش كردند بلكه كولرها را نيز روشن كردند
+ نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386ساعت 10:32 توسط فرزاد |
رشتيه به دوستش: يه جا بلدم شام ميدن! مشروب ميدن! ترياک ميدن! آخرش هم 30000 تومن ميدن!! دوستش ميگه: کجاست؟!! ميگه: خودم نرفتم زنم رفته بلده!!!
+ نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386ساعت 10:26 توسط فرزاد |
خطبه ي عقد رشتيا : النکاح السنتي ، و بعدش خوش به حال امتي ، فقط لطفا نوبتي ، اووووي اصغر نزن جلو غربتي!!!
+ نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386ساعت 10:25 توسط فرزاد |
یارو داشته تو دریا غرق می شده, هر بار که می رفته پایین آب می خورده می اومده بالا می گفته: سلام بر حسین.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 3:22 توسط فرزاد |
لره آشغال میره تو چشمش , سر ساعت 9 میشینه دم در
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 15:20 توسط فرزاد |
يك روز يه تركه اي از تاكسي پياده ميشه درو محكم ميبنده و ميگه پدرسگ خودتي. راننده تاكسيه به تركه ميگه :منكه چيزي نگفتم . تركه ميگه : الان من برم كه ميگي
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 15:16 توسط فرزاد |
به رشتیه میگن:زنت رو با15نفر تویه ژیان دیدیم.رشتیه میگه:ائو،عجب ژیانی؛
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 15:13 توسط فرزاد |
برق خونه تركه ميره، يه قابلمه بر ميداره و ميره در خونه لره، ميگه: برق دارين؟ لره ميگه: الاغ، حداقل ظرف پلاستيكي مياوردي برق نگيردت
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 15:11 توسط فرزاد |
روزتان را با گوزتان شروع کنید تا از سلامت کونتان مطمئن شوید. اداره بهداشت قزوین
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 15:8 توسط فرزاد |
عروس و دامادشب اول عروسی به چه چیزی فکر میکنن؟ 1%به هم3%به بچه4%به چطوری لخت شدن92%به این که چطور وانمود کنن دفعه اولشونه؛
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 15:7 توسط فرزاد |
یکی به بچه رشتیه میگه اووووو چه بچه قشنگی رشتیه میگه هالا یه کار کردی هی سر ما منت بذار.
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 15:6 توسط فرزاد |
سخت ترین کار برای یه اصفهانی اینه که ببندنش به یه تیر چراغ برق و اون طرف خیابان داشته باشن نذری بدن
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 15:1 توسط فرزاد |
یه روز یه خروسه رو دیوار بوده ماشین مرغی از آنجا رد می شه خروسه می گه بچه ها بیایید سرویس دخترا آمد
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 14:59 توسط فرزاد |
به یارو می گند بهترین آبگوشتی که خوردی کجا بود؟ می گد: آب استخر زنونه!!! 
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 2:6 توسط فرزاد |
چرا عاقل كند كاري كه بعدا خود به خود گويد خودم كردم كاري كه لعنت بر خوردم بادا بادا مبارك بادا، ايشاءالله مبارك بادا
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 2:4 توسط فرزاد |
